قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
2252
تاريخ الفي ( فارسى )
القصّه ، چون ابو العساكر ، سعدى را از بند بيرون آورد ، خلقى بسيار از اكراد و غيره بر وى جمع آمدند و سعدى با آن جمعيّت متوجّه ملازمت ابراهيم ينال گشت . امّا چون پيش ابراهيم ينال آنچه ارادهء او بود ميسّر شد از وى رنجيدهخاطر گشته به جانب دسكن رفت و از آنجا پيش خليفه القائم بامر اللّه و ابو كاليجار كس فرستاده اظهار اطاعت و انقياد نمود . و از جمله وقايع اين سال آنكه ابراهيم ينال به عزم تسخير قلعهء كنگاور « 1 » ، كه عسكر بن فارس از قبل گرشاسف بن علاء الدّوله در آن قلعه مىبود ، با لشكرى انبوه متوجّه آن صوب شد . و چون مدّتى مديد آن قلعه را محاصره نموده آذوقهء عسكر بن فارس آخر شد و اضطرار تمام به او راه يافت . بنابراين ، در مقام حيله درآمده فرمود تا تمامى انبارهاى غلّه را پر از ريگ كرده در پيش در آنها قدرى غلّه ريختند ؛ به نوعى كه هركه در آن خانهها را مىگشاد خيال مىكرد كه پر از غلّهاند . و بعد كس پيش ابراهيم فرستاده پيغام داد كه : گرفتن اين قلعه را به محاصره از ما ممكن نيست ؛ چه ، در اين قلعه چندين خانهها پر از آذوقه داريم كه از آن خانهها هنوز يك خانه به نصف نرسيده . امّا چون طغرل بيگ پادشاه صاحب اقبال عظيم الشأن [ ى ] است ، ما در مقام اطاعت و انقياد او درآمده قلعه را تسليم شما مىكنيم ، ليكن به شرط آنكه در اسباب و اموال ما و متعلّقان ما طمع نكنيد و هيچ احدى از ساكنان اين قلعه را ايذا و اهانت نرسانيد . ابراهيم ينال چون اين پيغام را شنيد ، يكى از معتمدان خود را پيش عسكر بن فارس به درون قلعه فرستاد و با وى گفت كه : تو را بايد بر احوال ايشان اطلاع پيدا كرده اگر همانا ايشان را غلّه و آذوقه بسيار باشد از جانب ما با او عهد و پيمان را مؤكّد ساخته آنچنانكه خاطر ايشان مطمئن گردد مصالحه كن . و اگر آذوقهء ايشان آخر شده باشد ، بايد كه مصالحه را بر رخصت موقوف داشته مراجعت نمايى . القصّه ، چون معتمد ابراهيم به اندرون قلعه رفت عسكر بن فارس اوّلا ، او را به يك خانهء كلان ، كه پر از غلّه بود و از نصف وى بسيار كمتر خرج شده بود ، برده نمود . بعد از آن ، به خانههاى ديگر ، كه همه پر از ريگ بود ، برده و بر بالاى آن ريگ مقدارى غلّه كه روى آن ريگ را پوشيده بود و گفت كه : اين همه غلّه و آذوقه داريم و يقين است جماعتى كه اينهمه استعداد داشته باشد به محاصره دست يافتن بر ايشان از جمله محالات است . غايتش ، ما محض از روى اخلاص و دوستى ، اطاعت و انقياد سلجوقيّه را قبول كرده قلعه را به شرايط مذكوره تسليم مىنماييم . القصّه ، ابراهيم ينال چون اين حيلهء سپاهيانهء ايشان را راست و مطابق دانست ، بالضّروره ايشان
--> ( 1 ) . باز هم در هر سه نسخه به صورت لنكرو ، لنكور ، لنلر ضبط شده است .